شرمنده همه شما دوستان خوب هستم
احساس میکنم همه منتظرن که من دوباره شکست بخورم تو زندگیم تا دستم بندازن یا بهم
بخندن
آخه دشمن و بد خواه زیاد دارم من که اینجوری احساس میکنم
شاید همون جور که گفتم شاید زیادی منفی بافم
آخه این اتفاق ها برام افتاده
هر مجلسی که میرم مادر ها دارن از دختراشون تعریف میکنن
ولی این من که همیشه ساکتم و چیزی نمی گم
نمیتونم که از خودم تعریف کنم
راستی تا یادم نر فته از تمام دوستانی که برام نظر گذاشتن ممنونم
سر فرصت انشا الله یکم حالم بهتر بشه از خجالت همگیتون در می آم
و به وبلاگ های قشنگتون سر می زنم
این روزا از همه جا بریدم
بعضی دوستام هم که فکر میکردم میتونم با هاشون شاد باشم و بهش تکیه کنم
تو زرد از کار در اومدن
توی ایت دور زمونه همه چیز تقلبیه
نظر شما چیه
خوشی / دوستی / رفاقت مرام/ مهربونی و..................
همشون تقلبی شدن
پريشونم
سلام بچه ها من رو به خاطر غیبت طولانیم ببخشید
آخه یک مدت افسردگی شدید گرفتم چون نتونستم با محیط دانشگاهم بسازم و بر گشتم و
البته در خواست انتقالی به یک شهرستان نزدیک تر رو دادم ولی با این حال جمعه ۲۲ تیر در
کنکور سراسری کاردانی به کارشناسی شرکت می کنم به امید اینکه شهر خودم قبول بشم
الن درست ۳ ماه که حال و روز زیاد جالبی ندارم
همش دارم با خودم کلنجار می رم و با خودم دشمنی میکنم
هم پشیمون میشم و هم زجر میکشم
همش از خدا می خواهم که هر چی دیگه خیرشه همون بشه
و از روح مامانم می خوام که منو تنها نذاره
شب ها اصلا خواب ندارم فقط ۳ می تونم به خوابم دیگه همش فکر و خیال و زخم زبون های این
و اون یادم میاد
به خدا دیگه خسته شدم
دارم به زور خودم رو میکشم
بعضی اوقات دعا میکردم کاش از اول قبول نشده بودم ولی شایدم اگه قبول نشده بودم کلی
ناشکری میکردم کی می دونه
خدا خودش عاقبت همگی رو به خیر کنه
از آینده میترسم همش سیاه و تیره میبینمش
آخه می دونید من همش فکر منفی میکنم هیچ فکر مثبتی در ذهنم وجود نداره
هیچ چیز نمی تونه خوشحالم کنه حتی گرون قیمت ترین کادو
آخه فقط لبخندش لحظهای بعد می رم تو خودم
البته خودم رو جلوی دیگرون خیلی خوب و بعضی اوقات شاد نشون می دم
ولی وقتی که به خلوتم بر میگردم دوباره شروع میکنم به گریه کردن
من خیلی تهام شایدم تمام این دردهام از تنهاییم باشه
نمی دونم
عيد نوروز مبارک باد
سلام دوستان
امیدوارم که حال تک تک شما دوستان خوب باشه
من این عید باستانی نوروز را پیشا پیش به همگی شما عزیزان تبریک میگم
و امیدوارم که سال خوبیو در پیش رو داشته باشین
و تعطیلات به همگی شما دوستان خوش بگذره
راستی کار انتقالیم فعلا درست نشده برام دعا کنید که هر چی خیرمه همون بشه
بازم از لطف همگی شما دوستان ممنونم
چه کار کنم
سلام دوستان
اين روزا بازم دلم گرفته
ديگه نمی تونم اين دوريو و مشکلاتو تحمل کنم
تا الان ۱۰۰۰۰۰۰۰با تصميم گرفتم انصراف بدم
ديگه نمی تونم
ولی ميگم دوباره بيکار ميشم و به جون بابای بيچرم که اونم از دست من
ديونه شده غر می زنم
خدايا خودت راهیو جلوم بذار
دارم ديونه ميشم
کارای انتقاليمم جور نميشه که لا اقل بيا يک شهر نزديک تر که لا اقل رفت
و آمدمم راحتر بشه
آخه نمی دونيد که تا ميرم و ميام حالم ۱۰۰ بار بد ميشه
ديونه شدم
افسردگی گر فتم
کسی ام کممکم نمی کنه که چکار کنم
ميگم ولش کنم ميگم نه حيفه زحمت کشيدم مصيبت کشيدم
شما ميگين چه کار کنم
به خدا دارم ديونه ميشم
شب و روز کارم شده گريه و زاری
توی اين ۳ هفته از بس که غصه خوردم کلی پيرشدم
اطرافيان همش بهم ميگن نا شکری نکن به خدا نمی خوام اين جوری
باشم ولی نمی دونم چرا اينجوری شدم
خيليا راهشسون از من دورتره ولی عين خيالشون نيست
بعضی ها ميگن برو توی خوابگاه خوب ميشی آخه من يک خونه جدا اجاره
کردم البته با صاحب خونه
آخه خوابگاهشونم وضيعت درستی نداره
ولی فقط خوبيش اينه که با بچه ها هستيم
ديگه خودمم نمی دونم چی خيرمه و چی خيرم نيست
تا الان دوتا خونه عوض کردم
کارم شده اسباب کشی
هم خونه های قبليممم ناراحت کردم
نمی دونم به خدا ديگه نمی دونم چه کار کنم کاشکی يک نفر راه درستييو
پيش پام می گذاشت
اصلا حوصله دوسارو ندارم يعنی اصلا نمی دونم می خوام بمونم يا نه
احساس می کنم خيلی بدم از خودم بدم مياد
خدا هيچ بچه ايی رو از خانواده اش جدا نکنه
حالا به نظر شما من بايد چه کار کنم
دلم تنگه
سلام دوستان
اميد وارم كه حالتون خوب باشه
اگه من دير به دير آپ ميكنم به خاطراينكه كلاسام شروع شده و نمي تونم
زود به زود آپ كنم
انشا الله وقتي به شهرم برگشتم قول ميدم زود به زود آپ كنم
آخه الانم تو كافي نتم
نمي دونيد كه چقدر دلم براي خونمون و باباي عزيزم تنگ شده
نمي دونم اگه اين دوتا وست خوبم كنارم نبودند بايد چه كار ميكردم حتما دق ميكردم
بازم خدا رو شكر ميكنم
خدايا شكرت
فقط اميدوارم كه خدا يك صبري بهم بده
دوري خيلي سخته خونه خوده آدم يه چيز ديگست
دلم براي خونمون
حتي براي كوچمون تنگ شده
دلم براي گونجيشكها
براي اون قناريها تنگ شده
دلم براي بابامو
اون صداي مهربونش تنگ شده
دلم ميخواد صداش كنم
ببوسمش نگاش كنم
بگم بابا دوست دارم
ديونتم عاشقتم
مي دونم شايد اين عشق خنده داره
ولي به خدا دوريش اشك منو در مي آره
دلم تنگه برات دست خودم نيست
سلام دوستان
امیدوارم که حال همیگتون خوب باشه
باید منو به خاطر اینکه اینقدر دیر آپ کردم ببخشید
آخه کلاسهام شروع شده و چون اینجا هم کا مپیوتر نداریم
به همین دلیل مجبورم بیام کافی نت
همش خدا خدا میکنم که زودتر تعطیل کنیم بریم خونه
و من بتونم زمان بیشتری رو در کنا خانواده ام باشم
آخه دلم برای بابا جونم خیلی خیلی تنگ شده وهمینطور خونمون و و خالهای عزیزم تنگ شده
با اینکه دو تا از دوستای خوبم کنارمم بازم دلم خیلی میگیره و بعضی و قتها هم گریه میکنم
آخه این اولین باری که از بابام دور میشم
من طاقت دوریشو ندارم
آخه من توی این دنیا فقط اونو دارم
همین جا از دوستا ی خوبم تشکر میکنم که در این مواقع دلداریم میدن و هوامو دارن
اگه اونا نبودن حتما دق میکردم
آخه میدونید من خیلی وابسطه به بابامم اگه یک روز نمی دیدمش دق میکردم
چه برسه الان که چند هفته چند هفته میبینمش
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
دلم تنگه
دلم تنگه برات بابای خوبم
دلت تنگه برام اینو می دونم
دل من از این زمونه خونه
دل تو آخه چقدر صبوره
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
دست خودم نیست
دلم تنگ برات دست خودم نیست
گریه هام جاری میشه دست خودم نیست
دلم بی قراری میکنه بازم دست خودم نیست
دلت صبوری میکنه اینم دست خودت نیست
می دونم میگی این دوری برات خوبه
آخه نمی دونی این دوری کرده منو دیونه
بابا جونم دوست دارم اینو می دونی
بابای گلم این تویی که همیشه برام می مونی
می دونم اومدم درس بخونم
زحمت کشیدم تا به اینجا رسیدم
ولی فکر نمی کردم اینقدر دوریت عذابم بده
بابای گلم اینو بدون که هیچکس برام تو نمیشه
آخه تو هم بابامی و هم مامانمی و هم دوستمی و هم عشقمی
